تبليغاتX
ترانه بارون

باغ ما در طرف سایه دانایی بود

باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه

باغ ما نقطه برخورد نگاه قفس و آینه بود

باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود

آب بی فلسفه می خوردم

توت بی دانش می چیدم

تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد

گاه تنهاییُ صورتش را به پس پنجره می چسباند

 

نوشته شده توسط نیلوفر و به آفرید در ساعت 13:14 | لینک  |