شنبه سوم آذر 1386
من و تو خوشحالیم
ما بهم می بالیم
من و تو ما هستیم
اگر این گاه نبود
اگر این ماه نبود
زیر این طاق کبود
کلبه ای داشتیم در بستر رود
گاه و بی گاه صدای دارکوب
آتشی داریم نور افشان
آبجوشی در پس آن
لبانت ترانه خوان
من و تو خوشبختیم
ما خدا را داریم
مثل یک شعر قشنگ
پس آن میز بلند
تب و تاب آن موی کمند
من و تو خیره به هم
تکیه کردی به من
نفست در نفسم
تپش قلب تو تکرار کنان
اگر این گاه نبود
اگر این ماه نبود
من و تو خوشبختیم
ما خدا را داریم
ما به هم می مانیم
به آفرید
نوشته شده توسط نیلوفر و به آفرید در ساعت 20:14 | لینک
|