تبليغاتX
ترانه بارون

  • عشق بیشتر از غریزه سرچشمه می گیره و هر چه از غریزه سربزنه بی ارزشه . ولی دوست داشتن از روح نشئت و تا هر جا که روح ارتفاع داشته باشه دوست داشتن هم به پای اون اوج می گیره .
  • عشق در بیشتر دلها در شکل ورنگهای تقریبا متشابهی متجلی می شه و صفات و حالات و مظاهر مشترکی داره.
  • عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و سپری شدن سالها بر اون اثر می گذاره.
  • عشق با دوری و نزدیکی از دلدار دچار نوسان می شه . بقول معروف میگن : " از دل برود هر آنکه از دیده برفت " اگر دوری به درازا بکشه عشق ضعیف می شه و اگه تماس دوام پیدا کنه عشق رو به ابتذال می ره و همیشه با بیم و امیدو اضطراب زنده و نیرو مند می مونه . ولی دوست داشتن دنیاش دنیای دیگه س.
  • عشق جوششی یک جانبه س فکر نمی کنه که معشوق کیه ؟ چه هویتی داره ؟ در آن واحد بوجود میاد . با همون سرعتی که پدیدار میشه از بین می ره .پادزهر عشق تنفره.
  • اما دوست داشتن در روشنایی ریشه داره در زیر نور سبز می شه و رشد می کنه به همین دلیل همواره پس از آشنایی پدید میادو در حقیقت دو طرف در آغاز خطوط آشنایی رو در سیما و نگاه همدیگه می خونن و پس از آشنا شدنه که خودمونی میشن.دو نفر در عین رو دربایستی داشتن با هم احساس نزدیکی می کنن و این حالت بقدری ظریف و فراره که بسادگی از زیر دست احساس وفهم می گریزه و طعم و بو و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام همدیگه احساس میشه ...
  • عشق فریبی برزگ و قویه و دوست داشتن صداقتی راستین و صمیمی و بی انتها و مطلق.
  • عشق در دریا غرق شدنه و دوست داشتن در دریا شنا کردنه.
  • عشق بینایی رو می گیره و دوست داشتن بینایی میده .
  • عشق خشنه و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن اما دوست داشتن لطیف و نرم و پایدار و سرشار از اطمینان .از عشق هر چه بیشتر بنوشیم  سیراب تر و از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر.
  • نهایت عشق هر چه ادامه می یابد کهنه و دوست داشتن نو تر....
نوشته شده توسط نیلوفر و به آفرید در ساعت 12:31 | لینک  |