سه شنبه سیزدهم شهریور 1386
نرسیده به درخت
کوچه باقی است که از خواب خدا سبز تر است
در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سربدر میآورد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
سیال فضا خش خشی میشنوی
کودکی می بینی رفته از کاج بلند بالا
جوجه برمی دارد از لانه نور
و از می پرسی خانه دوست کجاست؟
نوشته شده توسط نیلوفر و به آفرید در ساعت 19:49 | لینک
|
