تبليغاتX
ترانه بارون

نرسیده به درخت

کوچه باقی است که از خواب خدا سبز تر است

در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سربدر میآورد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

سیال فضا خش خشی میشنوی

کودکی می بینی رفته از کاج بلند بالا

جوجه برمی دارد از لانه نور

و از می پرسی خانه دوست کجاست؟

نوشته شده توسط نیلوفر و به آفرید در ساعت 19:49 | لینک  |